تبليغاتX
راز
راز
داستان های مرد جهانگرد
معده درد شب های امتحان

دانشجویان در فصل امتحانات / دانشگاه آزاد قزوین

باز هم فصل امتحانات و واحد های پاس نکرده. تا فکر امتحان رو می کنم معده دردم هم شروع می شه. این ترم تصمیم جدی گرفتم توی این یک ماه به جز درس به هیچ چیز دیگه ای فکر نکنم.خیلی سخته. امروز واقعا بر خلاف میل باطنیم عکس نگرفتم تا با انرژی بیشتر بتونم درس بخونم. بعد از چند روز که رفتم ایسنا  اولین جمله دبیر سرویسمون این بود که اگه دیگه نمیای دوربین رو نبر! به شدت از این جمله ناراحت شدم. من تمام پیشرفت هام رو مدیون خبرگزاری ایسنا و مخصوصا حسین طاهری هستم که زمینه رو مهیا کردند تا بتونم دوربین رو همیشه همراه خودم داشته باشم. واقعا اتفاق بزرگی بود و فکر نمی کردم انقدر موثر باشه. اگه اونها دوربین در اختیارم نمی گذاشتن هیچ وقت نمی تونستم انقدر تجربه عکاسی کسب کنم. اما امروز فهمیدم تفکر ها خیلی با هم فرق داره. توی این چند روز که نبودم عکس گرفتم و فرستادم و اتفاقا عکس هام کار هم شد. به هر حال وقتی برای یه دفتر توی شهرستان کار می کنی خیلی باید تلاشت زیاد باشه تا عکس هات کار بشه. نمی دونم چرا این جمله انقدر من رو بهم ریخت. واقعا بعضی وقت ها دچار تعارض می شم. چند شب فکر و خیال نمی زاره بخوابم. می دونم تا زمانی که اصل و فرعم رو انتخاب نکنم وضع همینه و احتمالا امشب هم مثل شب های قبل با استرس توی رختخوابم وول می خورم... یاد حرف استاد آیین زندگیم افتادم که بهم گفت: همه چیز در این جهان در تعارض قرار داره . این تعارضات رو مدیریت کن!

عکس های پارکینگ ماشین های اوراق که دیگه از کار شدنشون داشتم نا امید می شدم رو اینجا می تونید بیبنید.

معده دردم دباره شروع شده...

|+| نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 19:18  توسط عرفان  | 

 
business articles