
جدال بازیکنان استیلی و درخشان در قزوین باعث شد در این روز ها که دستم بهیچ کاری نمی ره لااقل گزارشی برای خبرگزاری ارسال کنم.


عکس ها را اینجا ببنید.
شب های امتحانه و ذکر "از ترم بعد، از ترم بعد" بر زبان!

حسین علیجانی
اختتامیه هفته فیلم و عکس قزوین بود و او مجری برنامه. من برگزیده شدم! تا اجرایش برای همیشه در ذهنم بماند.
دست خودم نیست آنقدر دوستش دارم که با نام کوچک او را صدا می کنم.
ویران شدم از خواندن این نوشته!
مرگ بر این همه بی وجدانی.
مرگ بر این همه لاف معرفت!
فصل امتحانات که می رسد وبگردی من هم دو چندان می شود که گاهی سر از ناکجا در می آورد و گاهی هم به این گونه خبر های جنجالی : "دکتر موسی خانی برکنار شد!"

دکتر موسی خانی - رئیس دانشگاه آزاد قزوین
تازه فهمیدم طرفداران سینه چاک دکتر در فکر برگزاری تحصن در آخرین روز کلاس ها برای حمایت از او هستند.
فردا راس ۱۰ صبح میدان قلم!
آخر رئیس دانشگاه و این همه کاریزما ؟!
مانده ام این بار بچه های دانشگاه چه فکری در سر دارند. در فکر کنسل کردن امتحانات هستند یا ؟!
اینجا را هم بخوانید.
اگر "موج سوار" نیستی، سوار موج نشو.
عکس هایی از اختتامیه چهارمين جشنواره مطبوعات و خبرگزاريهاي استان قزوين


حضرتی ها

محمود صارمی

موسوی - هفته نامه ولایت

شاه حسینی - رئیس خبرگزاری ایرنای قزوین

مرتضی نبوی - مدیر مسئول روزنامه رسالت

شفیعی ها - مدیر کل اداره ارشاد قزوین

علیرضا خدابخش در حال گرفتن جایزه بخش ابتکار رسانه ای
عکس های اختتامیه سومین جشنواره مطبوعات و خبرگزاری های استان قزوین: اینجا

حسین طاهری - سردبیر همیشگی
عکس های اختتامیه دومین جشنواره مطبوعات و خبرگزاری های استان قزوین: اینجا

عکس های از حاشیه اختتامیه دومین جشنواره مطبوعات و خبرگزاری های استان قزوین: اینجا

بدون شک جای دوستان در جشنواره خالی بوده و انتقادات بسیار جدی به جشنواره وارد است. اما واقعا آنچه تاکنون خوانده ام انتقادات خیلی موثری نبوده.
اولا نه تنها در جشنواره مطبوعات قزوین که در بسیاری از جشنواره های ایران از شرکت کنندگان رزومه ای خواسته نمی شود و به همین علت ممکن است کسی در بخشی که تخصصی ندارد شرکت کند و معمولا داوری بر اساس یک اثر انجام شود که ممکن است همان اثر در خور و حائز رتبه گردد.
به خصوص در عکاسی که این روز ها انواع و اقسام دوربین ها در دست همگان است و لذا کار دوستان عکاس بسیار سخت تر شده است.
تنها شرط شرکت در این جشنواره هم منتشر شدن آثار در یک بازه زمانی در یک رسانه بوده و بسیاری از جشنواره های مشابه در کشور تنها همین شرط را داشته اند.
تا آنجا که می دانم عکس های رتبه های دوم و سوم از سقوط هواپیما در قزوین بوده است. من عکس ها را ندیده ام که درباره آن اظهار نظری کنم اما یقینا داور جشنواره هر که بوده این اتفاق را به لحاظ خبری اتفاقی مهم و در خور تامل دانسته. ضمن اینکه داور هیچ گاه پیشینه حرفه ای شرکت کننده را نمی داند.
لذا انتقاد نه به کسانی که رتبه کسب کرده اند و نه به شرکت کردنشان در بخش عکس است و من هم اگر می گویم حقشان نبوده به این علت است که معتقدم افراد لایق تری بوده اند که شرکت نکرده اند.
این نقد نه به این جشنواره که به کل سیستم جشنواره ای در کشورمان کاملا وارد است.
دوم اینکه: من خودم بعد از تصمیم به شرکت کردن با دبیر جشنواره تماس گرفتم و از داوری در بخش عکس مطمئن شدم که فردی حرفه ای باشد. علت تغییر داوری را خودم پس از اتمام مراسم (با وجود کسب رتبه) از دبیر جشنواره پیگیری شدم.
واقعا تعداد آثار ارسالی پایین بود و بهمن جلالی داوری را نپذیرفت. به نظرم این از آن دسته انتقاداتی است که به علت شرکت نکردن خود دوستان به وجود آمده.
این را هم به برگزار کننده حق می دهم که با این استقبال بی نظیر ورک شاپی برگزار نکند! خود من که شرکت کردم مگر تقاضای ورک شاپ دادم که حالا خواهانش باشم.
سوم اینکه: به صرف تعداد شرکت کنندگان در یک جشنواره محلی نمی توان کلیت آن را زیر سوال برد. در هر شهر تنها چند گرافیست و عکاس حرفه ای و مقاله نویس خوب و ... داریم.
به نظرم این انتقادات کلیت جشنواره محلی را زیر سوال می برد. این طور باشد همه دوره های قبلی هم زیر سوال می رود. اصلا برگزار کننده باید صبر کند تا در هر بخش کلی حرفه ای شرکت کنند و بعد برگزار کند. تعداد شرکت کننده و عیار آنها، تنها اعتبار جشنواره را بالا می برد که نه من بلکه بسیاری قبول دارند که چهارمین دوره اعتبار زیادی نداشت.
چهارم اینکه :پوستر جشنواره اول را ندیدم اما پوستر جشنواره دوم صندلی بود که پایه اش یک قلم بود. جشنواره سوم قره نی (کلارینت) که یک طرفش قلم بود و این جشنواره چراغ راهنمایی که پایه اش قلم بود.
قبول دارم که شاید اجرای مناسبی نداشته اما به نظرم اتفاقا ایده اش به ذهنیت برگزار کننده این دوره و خود جشنواره بسیار نزدیک بود! به نظرم به جای گیر دادن به تندیس به چیز های اصلی بپردازیم تا شاید دردی دوا کند.
به نظرم دوستان تنها باید به علل عدم شرکت خود بپردازند که اصلی ترین نقد ها به جشنواره از همان جا نشات می گیرد.
اول شدن در جشنواره ای که رتبه های دوم و سوم را در بخش عکس کسانی گرفته اند که عکاس نیستند و تاکنون هیچ عکسی از آنها ندیده ام برایم افتخار بزرگی به حساب نمی آید! و ترجیح می دم به جایزه های دیگرم بنازم.
لیاقت را هیچگاه رتبه ها مشخص نکرده اند.
بی شک حق به حق دار نرسید.

به گواهي مورخين، بعد از واقعه کربلا کسي از ترس «يزيد بن معاويه» جرات نمي کرد تا جنازه هاي ياران امام حسين (ع) را دفن کند؛ تا اينکه زنان طايفه «بني اسد» جمع شدند و به خاک کردن جنازه ها پرداختند. اين واقعه در روز سيزدهم ماه محرم اتفاق افتاد.

به همين خاطر زنان قزويني هر سال در روز سيزدهم ماه محرم، در مسجد «علي اکبر» اين شهر جمع مي شوند؛ عده اي بيل و کلنگ به دست مي گيرند و عده اي ديگر پيکرهاي پارچه اي بدون سر را بر دوش گرفته و به دور شهر مي چرخند و دوباره به آن مسجد بر مي گردند و در آنجا به سينه زني و نوحه خواني مي پردازند.






گزارش تصویری تشييع نمادين شهداي كربلا در خبرگزاری فارس را اینجا ببینید.

اجتماع عزاداران تاسوعای حسینی در قزوین - خیابان سپه (لینک گزارش مشترک)




سخنرانی ابوترابی، نايب رييس مجلس شوراي اسلامي
چند لحظه قبل داشتم تصاویر صدا و سیمای قزوین را از مراسم امروز می دیدم. آنها که تصور می کنند تنها رسانه منعکس کننده این گونه رویدادها هستند و در انجام این امر گویی خدا را هم ...
با آن جایگاه های اختصاصی و ادوات و تیم محافظ و کنیز و ندیم که حاضر نیستند دقیقه ای به هم صنفان دیگرشان کمک کنند و اصلا کسی یا چیزی را به عنوان هم صنف به رسمیت نمی شناسند! مانده ام چطور رویشان شد تصویر لانگشان (نمای باز) از این مراسم را، در حالی که سیمی با فاصله تنها یکی دو متر درست وسط کادر از بالا تا پایین چون بیدی تکان می خورد، برای شبکه سراسری بفرستند.
زورکی که نیست بعضی چیز ها استعداد می خواهد!

دل میرود ز دستم صاحب دلان خدا را دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز باشد که بازبینیم دیدار آشنا را
ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا
در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبل هات الصبوح هبوا یا ایها السکارا
ای صاحب کرامت شکرانه سلامت روزی تفقدی کن درویش بینوا را
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است با دوستان مروت با دشمنان مدارا
در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند گر تو نمیپسندی تغییر کن قضا را
آن تلخ وش که صوفی ام الخباثش خواند اشهی لنا و احلی من قبله العذارا
هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را
سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد دلبر که در کف او موم است سنگ خارا
آیینه سکندر جام می است بنگر تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا
خوبان پارسی گو بخشندگان عمرند ساقی بده بشارت رندان پارسا را
حافظ به خود نپوشید این خرقه می آلود ای شیخ پاکدامن معذور دار ما را +