
عمید دادخواه (داداشم)

عكسي كه در بالا مي بينيد عكسي است كه اديتور تهران به عنوان عكس تاپ گزارش تصويري مراسم تشييع پيكر شهيد قنبري انتخاب كرده است.

اين هم عكسي است كه ما در قزوين به عنوان عكس تاپ گزارش انتخاب كرده ايم.
دوست دارم خودتان قضاوت كنيد كه عكس اول تا چه حد معيار هاي عكس تاپ را دارد، اصلا آيا عكس خوبي است يا نه؟

عكس تاپ گزارش قزوين هم اينگونه در تهران اديت شده. (عکس ها تقریبا عین هم بودند، فقط موقعيت دست ها فرق مي كرد). به نظرم در عكس قزوين، هم بارگاه امامزاده حسين (ع) قداستش را دارد و هم عروج شهيد تا حدي نشان داده شده و هم سيل جمعيت. در حالي كه اديتور تهران تا حد زيادي همه را گرفته. ضمن اينكه بي جهت نسبت ۲ به ۳ عكس را رعايت نكرده.
به خدا ادیت تنها کراپ کردن نیست.

آخيش، دلم داشت بالا مي آمد، خيلي كلنجار مي روم چيزي ننويسم ولي نمي شود. اين جور پيش برود روز به روز انگيزه ام پايين تر مي آيد.
گزارش هاي تهران و قزوین را اگر دوست داشتيد ببينيد (در بزرگترين سايز) و نظرتان را درباره انتخاب عكس تاپ بيان كنيد.

از شنبه 25 مهرماه تا 4 آبان ماه سال جاری نمایشگاهی با عنوان «کاغذ دیواری» در نگارخانه تماشای شهر قزوین برپا می شود. علیرضا اسماعیلی، خاطره بابایی، زهرا بهرامی، آزیتا حیدری، ابوالفضل رحمانی، هستی ظهیری، مریم کیایی، مرضیه نرجه، علیرضا یوسف گمرکچی و مهدی وثوقنیا عکاسان این نمایشگاه هستند.
27 عکس 50 در 75 سانتیمتر که عموما سیاه و سفید هستند حاصل کار این 10 عکاس میباشد. افتتاحیه نمایشگاه ساعت 5 بعدازظهر شنبه 25 مهرماه و ساعت بازدید همه روزه صبحها ساعت 9 تا 1 و بعد از ظهرها 4 تا 8 بعدازظهر خواهد شد.
نگارخانه تماشا، واقع در قزوین، خیابان نادری شمالی، جنب میدان میرعماد، مجتمع فرهنگی و هنری ارشاد می باشد.
- واقعیتی که ساعد نیک زاد هم به در گفتگویش با ایسکانیوز به آن اشاره کرده این است که تمایلات جوانان امروزی به سمت عکس هایی در چارچوب خاص کشیده شده و آثار آنها گواه انزوای جوانان امروز می باشد.
نمی دانم این حرف را چقدر قبول دارید ولی لااقل در میان آثار عکاسان هنری قزوین می توان تا حدی آن را لمس کرد که به نظرم قابل تامل و بحث است.
شاید اگر این نمایشگاه نشستی داشت مطرحش کنم.

عکس: فرشته اصغری
آخرین نمایشگاه گروه عکاسان ۱۰ «سکوت» نام داشت که از تاریخ ۸ تا ۱۸ مرداد ماه سال جاری درنگارخانه تماشا شهر قزوین به نمایش درآمد. گروه عكاسان ۱۰ دومين گروه عكاسي بعد از گروه آمونت است كه در قزوين فعاليت می کند . این گروه از سال ۱۳۸۶ و پس از اتمام کلاس های تخصصی عکاسی شروع به کار کرد. دو نمايشگاه «در اين شهر» (بهمن ۱۳۸۶) و «دوچرخه۲۸» (مهرماه ۱۳۸۷) حاصل دور هم بودن آنها در اين دوسال است.
فرشته اصغری/ رشیده بابایی/ عرفان دادخواه/ مریم فرساد/ پروانه موسس/ آرش ملاحسنی/ داریوش مردانی/ حیدر موسوی عکاسان شرکت کننده در این نمایشگاه هستند که می توانید عکس های آن ها از اين پس در گالری سایت گروه عکاسان قزوین در اینجا ببینید.

عکس: عرفان دادخواه
در يادداشت ابتدای نمایشگاه آمده بود:
سکوت میان خود و عکس
عکس با تمام ارتباط بیانیای که با مخاطب دارد تنها یادآور سکوتی است که عکاس با فشردن دکمه شاتر، ابدیاش میسازد. وقتی به عکسها نگاه میکنیم به چه میاندیشیم؟ با کمی تامل درمییابیم که در سکوت شناوریم؛ سکوتی سخت متفکرانه و جاری میان خود و عکس. و این چنین است که تنهایی ما را در بر میگیرد. عکسها سرد نگاهمان میکنند و با نگاه گرم ما جاودانه میشوند؛ و این همه در سکوت ما و عکس پدیدار میشود.
عکسها مهمترین اسناد سکوتی هستند که روزی ما را در خود خواهد گرفت. انسانها، اشیاء، مناظر و ... وقتی در کادر عکس قرار میگیرند گویی دیگر تنها در همین کادر حضور دارند؛ آنچه هست عکس است و بس.
مهدي وثوق نيا/تابستان ۱۳۸۸
ممنون از استاد وثوق نیا، مدیر سایت گروه عکاسان قزوین، بابت زحماتشان برای نشر این نمایشگاه در سایت.

متاسفانه از عواملی که موجب شده عکاسان خبری در ایران سلیقه مشخصی نداشته باشند، وجود اديتور هاي مختلف آن هم با سلايق متفاوت است که البته از ادیت تنها تغییر کادر عکس را آن هم نه به درستی بلدند. چند وقتي است سعي مي كنم تا جايي كه مي شود براي خبرگزاري كم عكس بفرستم (منظورم تعداد عكس هاي گزارش است).
هنوز هم معتقدم ايرنا بايد عكس هايش را در سايز كوچكتر و با كيفيت بهتر روي خط قرار دهد. كاري كه ما در قزوين انجام مي دهيم.
اگر ممكن است گزارش ديدار تيم هاي پيكان و پاس را در سايت قزوين و تهران ببينيد (در بزرگترين سايز ممكن) و نظراتتان را براي بهتر شدن بيان كنيد. سعي مي كنم به تهران هم منتقل كنم.




دوچرخه ای در محل بازی کودکان در شیرخوارگاه آمنه - قزوین
۱- یکی از چیز هایی که همیشه باعث شده دیدگاهم نسبت به زندگی مثبت و شاد باشد وجود کودکان هست. همین بچه هایی که در کنار ما بچگی می کنند، به من نگاه می کنند، ما را می خندانند، به فکر می برند و ...
راست گفت که " من از دنیای بی کودک می ترسم* ".
از طرف دیگر آنچه دلم را به درد می آورد، (آن هم از ته ته) رنج کودکان است. دل دیدنش را هم ندارم.
شاید به همین خاطر است که هیچگاه از کودکان کار عکاسی نکردم. در روز جهانی کودک به واژه "کودک" بسیار فکر کردم، چرا که شاید موضوع بعدی گروه عکاسان ۱۰ باشد.
۲- بخشی در موضوعات وبلاگم اضافه کردم به نام " آدم های زندگی من" که تنها عکس آنهایی را خواهم گذاشت که فراموششان نخواهم کرد. کاری که بسیار دوست داشتم انجام دهم.
۳- برای آنها که می خواهند تراوین را تجربه کنند باید بگویم عالی است، عالی برای اینکه فراموش کنند دنیایی هم هست. زندگی هم هست. زیبایی هم هست. عشق هم هست.
زندگی با تراوین به من که خیلی نچسبید.
پدر و مادر ها هم اگر می خواهند بچه شان معتاد نشود، سیاسی نشود، خانه بماند، ساکت باشد تنها یک اینترنت ADSL و یک اکانت تراوین کافی است. کم خرج و موثر. خدایییش به صرفه است.
۴- آخرین کتابی که خواندم " پل های مدیسون کانتی" بود که از دوست قدیمیم "علی عزیزی" گرفته بودم ولی دست روزگار (شما بخوانید کم لطفی من) ما را از هم دور کرد و الان هم ازش بی خبرم. رمان فوق العاده ایست . من را عاشق تر کرد. شخصیت اول داستان هم یک عکاس است.
آخرین فیلمی هم که دیدم "سردرگم" بود با بازی "چارلیز ترون" که چند روز است در ذهنم مانده .شاید به خاطر حس و حال این روز هایم . تراوین بازها حتما ببینند لااقل یه کم کله شان هوا بخورد. خدا چه دیدی شاید سر عقل آمدند.
۵- به عنوان یک دوست به آنهایی که حتی یک هفته است عکاسی می کنند توصیه می کنم عکس هاشان را درست و اصولی آرشیو کنند، باور کنید عکاسی تنها عکسِ خوب گرفتن نیست، خیلی چیز های دیگر هم هست.
* عنوان کتابی از هیوا مسیح
علی، یاد آن روز ها که با هم از کلاس های فیلمسازی قدم می زدیم بخیر. خیلی دلم برایت تنگ شده.
در جریان سفر دوم ریاست جمهوری به قزوین دیدار کوتاهی با حسن قائدی داشتم. دیداری که بسیار به من چسبید و برایم بسیار سودمند بود. تازه کلی هم به من حال داد و با اینکه در کنفرانس خبری پایان سفر حضور داشت ، عکاسی نکرد تا عکس های من کار شود.
خوشحال شدم که دبیری سرویس عکس خبرگزاری فارس به او محول شده. حسن قائدی هنوز در ذهنم مانده. هنوز.

مانور امداد و نجات آتش نشاني و خدمات ايمني شهرداري قزوين به مناسبت روز جهاني آتش نشاني در قزوين برگزار شد.











اعتراف می کنم خروجی عکس هایم در ایرنا خیلی مورد پسند نیست. این واقعیتی است که البته با آگاهی از آن دست به انتخاب زدم.
از نظرم مهم ترین دلیل این امر، عدم توجه به قدرت و تاثیر و اهمیت عکس و تصویر در ایرناست که این را می شود از روی طراحی نامناسب سایت ایرنا، عدم توجه به عکس های همراه خبر و ... از سوي مركز فهمید. اگر می بینید سرویس عکس خبرگزاری فارس کمی قوی تر از رقیبان به نظر می رسد به خاطر این است که تا حدی موارد فوق را رعایت می کند. سایت آن مناسب برای قرار گرفتن و دیدن عکس است. به ادیت عکس اهمیت ویژه ای داده می شود به طوری که تمام عکس ها با یک سیستم ادیت می شود و این طور احساس می شود که برای عکس ارزش قائل اند.
به نظرم از دلایل دیگر عدم موفقیت ایرنا (سرویس عکس کشوری) بروکراسی حاکم بر فضای آن است که در بسیاری از موارد کار را سخت و دشوار می کند. به نظرم اگر می بینید که عکاسان شهرستان های فارس قوی کار می کنند یک دلیلش این است که به هیچ وجه درگیر این بروکراسی نمی شوند. آنها تنها فروشنده اند و فارس عکس ها را می خرد. هر چند نبود این بروکراسی هم دردسر هایي دارد.
با اینکه خیلی سعی کردم کمیت را فدای کیفیت نکنم ولی رسیدن به سقف تعداد گزارش هایم در ماه و تنهایی و فشار کاری باعث خواهد شد که به سمت تولید بیشتر بروم. چند روزی است که به این فکر می کنم که از خيلي قبل بايد خط عکاسیم را از خروجی عکس هایم در خبرگزاری ها (فرق نمی کند ایرنا، ایسنا، فارس) جدا مي كردم.
در اندرون من خسته دل ندانم کیست
که من خموشم و او در فغان و در غوغاست