
مرحله نيمهنهايي ليگ برتر بسكتبال با شکست تیم صبامهر قزوين از ذوبآهن اصفهان پایان یافت. صبا مهر این بازی را با نتیجه ۸۰ -۹۱ در خانه واگذار کرد تا نتواند مانند سال گذشته خود را در ديدار نهايي ببيند.





برای دیدن گزارش تصویری بازی اینجا بروید.

این هم عکس رویترز از مسابقات NBA

۱- سفرم به شمال فرصت خوبی بود برای نفس کشیدن. بهار این روز ها بسیار دلکش شده.
۲- هر جا که برای انجام کار می رم یاد این جمله می افتم:
توی معامله ای که در تاریکی انجام می شه، حتما یکی از دو طرف ضرر می کنند.
۳- روزی خرید لنز تله یکی از آرزو هام بود. دیشب که از تهران برگشتم به این فکر می کردم که آروزی من کجا و آرزوی ویکتور هوگو کجا !
۴- خیلی زود به این باور رسیدم که از هر آدمی، حتی نزدیک ترین کس در زندگیم، باید انتظار هر کاری رو داشته باشم. هر کاری!

عجب روزی بود دیروز. فقط در حال دویدن بودم تا یا به کلاس هام برسم، یا به کافی نت، یا به تیم کروبی. خیلی کم تونستم در برنامه های دیروز کروبی حضور داشته باشم. چند تا عکس تله ای هم که گرفتم قرضی بود. درسته که خیلی عکس ها باب میلم نشد ولی در عوض توی دو تا کلاس ۳ واحدیم حضور کامل داشتم و یک گزارش از بارش برف فرستادم.




باقی عکس ها را اینجا ببینید.

درگیری در مسجد حیدری قزوین در حضور حجت الاسلام کروبی

دانشجویان حامی کروبی در دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره) قزوین
۱- اولین هدیه ای که امسال گرفتم کتاب فتوژورنالیسم با ترجمه اسماعیل عباسه. واقعا چسبید. ممنون از دوست خوبم امیر رجبی.

۲- این روز ها کارم شده قدم زدن و فکر کردن. بارون رو بیش تر از قبل دوست دارم. زیر بارون تنها تر از همیشه ای. یه تنهایی لذت بخش. یه تنهایی بکر.

هر چی تلاش کردم توی عکس هام، انسان و سکوت (موضوع نمایشگاه بعدی گروه عکاسان ۱۰) کنار هم باشن نشد که نشد.
۳- لینک های وبلاگ نون القلم رو از دست ندین. من خیلی دیر کشفش کردم. هم نویسنده اش باحاله، هم نوشته هاش، هم لینک هاش. کلی هم لینک راجع به عکاسی داره.
۴- دیدن گزارش های تصویری باستن گلاب در بخش the big picture سایتش واقعا لذت بخشه. مُردیم از بس عکس خبری با سایز کوچیک دیدیم.

شلوغی های اخیر شهر لندن
۵- این روز ها دائم مجید رو تو خیابون می بینم. ازش قبلا هم عکس گرفته بودم. کارش پلاستیک فروشی تو بازاره. خیلی هم شره ولی جلوی دوربین من معصومه می شه.


۶- فعالیت های انتخاباتی در قزوین داره گرم تر میشه. امروز دفتر ارتباط با مردمی میر حسین موسوی افتتاح شد. فردا هم کروبی وارد استان میشه. احمدی نژادی ها هم چشم به راهند.
۱- سیستم کاریم کاملا تغییر کرده. زمان به اندازه کافی دارم. خیلی با نظم تر شدم. بیشتر می خونم. زمان زیادی خونه هستم.
نداشتن لنز تله باعث شده که بسیار از سوژه ها اعم از ورزشی، مراسمات رو از دست بدم. راستش خیلی هم مهم نیست. فعلا سراغ موضوعات مستند باید برم. قزوین پر از این جور سوژه هاست. البته امیدوارم زود بتونم لنز رو با کلی قرض بخرم.
۲- دوستان در خبرگزاری فارس پیشنهاد کردند تا با یک هفته نامه در قزوین شروع به همکاری می کنم تا اینجوری از فضای خبری قزوین دور نشم.
۳- فکر نمی کردم تب یاهو ۳۶۰ و کلوب و این جور سایت ها انقدر همه گیر شده باشه. هر جوونی که بهم می رسه تا می فهمه دوربین به دستم پایه رفاقت رو می ریزه. حالا بیا ثابت کن که عکس پرتره نمی گیری. بعضی ها خواب و خوراکشون شده وقت گذرونی تو این سایت ها.
پیش خودمون باشه اگه حالش باشه و نور داشته باشم یا فضای خوبی برای عکاسی پیدا کنم، عکس پرتره هم می گیرم. این هم یه تجربه ست دیگه.

عکاسی پرتره ژانر جالبیه. شناخت نور، ادیت و روتوش عکس و تجربه حرف اول رو توی این نوع عکاسی می زنه.
البته به نظرم داشتن یک سبک منحصر به فرد در مطرح شدن یک عکاس پرتره خیلی می تونه موثر باشه.
۴- این روزها نمایشگاهی از آثار هنر های محیطی در مقابل شهرک ولایت قزوین برپاست. حرکت بسیار خوبیه، هر چند شاید نواقصی هم داشته باشه. باید کار ها برای عارف باشه. ناقلا امضا هم نزده.

۵ - همیشه دوستان به من لطف بسیار زیادی دارند. شرمنده رویشان که گاهی نمی رسم حتی جواب ایمیل ها و نظراتشون رو بدم.
۶- با خوندن کتاب "روی ماه خدا را ببوس" دنیا رو بهتر می بینم. رمان ساده و روانی بود ولی خوب چه کنم که منو گرفت.
۷- کلا حس می کنم خیلی عجیب غریب شدم.





عکس های امروز رو اینجا می تونید ببینید.
یکی از مزیت های سرویس عکس خبرگزاری فارس داشتن بخش عکس خبری هست که باعث می شه عکس هایی که قابلیت گزارش شدن رو ندارن روی خط برن مثل اینها : ۱ - ۲ -۳ - ۴
هیچوقت فکر نمی کردم از ایسنا اینجوری بخوام برم. ایسنایی ها دل بزرگی ندارند و عرصه رو بر من طوری تنگ کردند که مجبور به رفتن شدم.
همواره سعی کردم در زمان بودنم در ایسنا بدی هایش رو جایی نگم، حالا هم حرفی نیست جز دلتنگی.
چه خوب که خدایی اون بالا هست.

این هم اولین گزارشم در خبرگزاری فارس: چهارمين دوره مسابقات ربوكاپ آزاد ايران

۱- مریض شدم. اون هم از نوع بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار وحشتناکش. چند روز فقط درد کشیدم و ناله کردم. ۳ بار هم بیمارستان رفتم. تازه امروز یک کم بهتر شدم. هنوز هم درد ناشی از عفونت تنم رو مور مور می کنه. فعلا هم روزی ۲ تا آمپول باید بزنم.
همه برنامه هام نقش بر آب شد. فکر می کردم تعطیلات خیلی خوب بشه ولی فقط تونستم ۲ ردیف از مربع روبیک رو حل کنم. همین!
۲- نمايشگاه سالانه عكاسان قزوين که سال قبل با حمایت حوزه هنری برگزار شده بود، امسال بدون حمایت هیچ سازمانی به همت مهدی وثوق نیا و تنها به صورت اینترنتی برگزار شد. عکس های این نمایشگاه در سایت گروه عکاسان قزوین قابل مشاهده است.

قزوین - باراجین ۱۳۸۷ - عکس: عرفان دادخواه

بهار را به شما نه، شما را به بهار تبریک می گویم !